مسافرِ اشک

مسافرِ اشک

مسافر اشک هستم
از عشق سخن گویم
و او را بخوانم
تا لایق دیدار شوم...

طبقه بندی موضوعی

یاد عاشورا

چهارشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۳، ۰۴:۲۳ ب.ظ


یه روز یه ترکه همه ی فرماندهان را جمع کرد و گفت:

"عاشورا را یاد بچه ها بیندازید.

بیعت را از دوششان بردارید.

بگویید هر کس نمی خواهد بیاید، بماند توی چادرها.

بگویید هر کس هم که می خواهد بیاید، نباید فکر برگشتن بکند. "

قافله ی ما، قافله ی از جان گذشتگان است.

هر که از جان گذشته نیست، با ما نیاید.

  • مسافر اشک

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی