مسافرِ اشک

مسافرِ اشک

مسافر اشک هستم
از عشق سخن گویم
و او را بخوانم
تا لایق دیدار شوم...

طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

بیا دعوت نامه ای بنویسیم!

نه از جنس نامه های کوفی!

ما که از خود آبرویی نداریم! نامه ای با خون شهدا روی گلبرگ یاس، امضا شده با مهر کربلا ؛

"مولا بیا بحق شهدای اسلام و کربلا،بحق مادرت زهرا(س)"

 
  • مسافر اشک

«کل یوم عاشورا و کلّ ارضٍ کربلا»

 

در گودال های قتلگاه اینترنت، کمی آن طرف تر از نشانی تارنمای تو، حرامی بر سینه امامان نشسته و سر را از قفا می‌برد و غفلت من و تو امیدوارش کرده بازی شیطانی‌اش را دوباره ببَرد!

 


شیعیان به هوش، به گوش! حسین (ع) را شیعیانش کشتند!

و تو در لشکر شیطانی اگر در فیس بوکی عضو شده‌ای که در آن یزیدیان، گروه‌گروه برای پیشی گرفتن در تقدیم سر امام عاشورا (ع) به یزید خون‌آشام، رقابت می‌کنند…

و تو را پسر مرجانه باز فریب داده است اگر از ترس اینکه میلیون‌ها ایرانی عضو فلان شبکه اجتماعی هستند، عضویتت را ادامه می‌دهی؛ هان! این لشکر را تو و حلقه‌های دوستانت در گوگل پلاس ساخته‌اید! سپاه شام در کار نیست!

صدایی که می‌گوید کنار گودال قتلگاه بنشین و شهادت حسین (ع) را لایک بزن، صدای شیطان است…

امام (ع) محتاج لایک تو نیست، تشنه لبیک است…

اگر کسی به تو می‌گوید در سپاه یزید، هوادار حسین (ع) باش؛ آتش را در او جستجو کن! او در اسارت شیطان است…

و اکنون، در آخرین مجال، انگشت اشاره مقاله من سر امام را نشانت می‌دهد!

فرمان می دهم: حسینی باش!

نمی‌توانی پناهنده یزید و زیر چتر شیطان بزرگ باشی و علم حسینی (ع) را به دوش کشی.

عباس (ع) مردانه جنگید و امان دایی‌اش را نپذیرفت، مردانه جانبازی کرد و ننگ سیاست‌بازی را به دامان نخرید و مردانه شهید شد… این است راز جاودانه شدن باب‌الحوائج…

پس تو هم در اینترنت مردانه بایست، امثال فیس بوک، گوگل پلاس و توئیتر برای ما ساخته نشده‌اند… مگر در آن حوالی «بوی نینوا» را نمی‌شنوی؟

تو و اعتقاداتت آنجا غریب و غریبه‌اید… مگر نیزه‌های صیقل داده را نمی‌بینی که آماده‌اند سر اعتقادات تو را در شامِ زمان بگردانند؟

اینجا روز موعود است، روز عاشوراست!

و تو «اگر در صحنه نیستی هر کجا که می‌خواهی باش، چه به شراب نشسته باشی و چه به نماز ایستاده باشی هر دو یکی است»…

اما چه باید کرد؟

اگر اراده کنی تو هم می‌توانی چون مولایت مردانه در برابر انحراف، امر به معروف و نهی از منکر کنی و اجازه ندهی هم‌وطنانت در دام پایگاه‌های شیطان بزرگ گرفتار شوند.

از این به بعد یک مأموریت بزرگ حسینی داری: نجات انسان‌ها از دام های شیطان بزرگ…


 
منبع:http://www.598.ir/fa/news/179515

  • مسافر اشک



هر روز سحرگاهان، در دعای عهدم، با اشک دیدگانم و با مژگانم راهت را آب و جارو می کنم و همچون یعقوب چشم به راهت می نشینم.

شنیده ام که یکی از همین جمعه ها می آیی. یکی از همین جمعه هایی که وقتی به آخر می رسد و خبری از شما نمی شنوم، باید روزها را به انتظار بنشینم که جمعه ی بعدی فرا برسد و چقدر این روزها سخت می گذرد.

و عصر پنج شنبه چه شور انگیز است...

به امید آنکه «شاید این جمعه بیایی، شاید...»

  • مسافر اشک

آبان، روز فریاد مرگ بر آمریکا/ کارتون: محمد کارگر

 

 امروز به جهان اعلام می کنیم هنوزم مرد هستیم و حرفمون یکیه:

اخراج تا ابد یعنی تا ابد 



  • مسافر اشک

حکمت باران در این ایام می دانی که چیست؟

آب و جارو می زند بهر محرم، کوچه را...

 

دود این شهر مرا از نفس انداخته است

به هوای حرم کرب و بلا محتاجم

  • مسافر اشک